سوگ کودکان

سوگ در بافت خانواده و تجربه‌ی کودک، با نگاه توجه اگاهی(mindfulness)

من متخصص سوگ نیستم.

بلکه می‌بینم که سوگ چگونه در خانواده و کودک زندگی می‌کند.

درست زمانی که کودکان هم فقدان را حس می‌کنند.

*نگاهی آگاهانه ‌محور به تجربه‌ی سوگ در بستر خانواده و کودک*

کودکان معمولاً کم‌ حرف‌ترین اعضای خانواده در زمان سوگ‌اند، اما نه کم‌احساس‌ترین. آن‌ها اغلب به دلیل جثه کوچکشان دیده نمی شوند؛ فقدان را می‌بینند، حس می‌کنند ولی بدون استفاده از کلمات، در بدن و رفتارشان نشان می‌دهند. سوگ کودک، جدا از خانواده نیست؛ در همان فضایی نفس می‌کشد که بزرگ‌ترها نفس می‌کشند. اما این باور که کودک است بازی می کند فراموش می کند ؛ باعث می شود که درک کودک از سوگ  نادیده گرفته شود و باعث غفلت بزرگ تر ها می شود .

وقتی خانواده با فقدان مواجه می‌شود (مرگ، جدایی، مهاجرت یا تغییرات اساسی) تمرکز معمولاً روی بزرگسالان است. اما کودکان، حتی وقتی چیزی به آن‌ها گفته نمی‌شود، تغییر را در جو کلی خانواده احساس می‌کنند. این مقاله به سوگ به‌عنوان یک تجربه‌ی خانوادگی نگاه می‌کند و نقش آگاهی و حضور را در مواجهه با آن بررسی می‌کند.

**سوگ کودک چگونه بروز می‌کند؟**

برخلاف بزرگسالان، کودکان الزاماً سوگ را با غم آشکار نشان نمی‌دهند.

ممکن است:

– رفتارشان تغییر کند

– مضطرب یا پرخاشگر شوند

– به سنین پایین‌تر برگردند

–  بیش‌ازحد «خوب» و بی‌صدا شوند

-و یا بیش از حد شلوغ و پر سر و صدا شوند

این واکنش‌ها اغلب سوءتعبیر می‌شوند، در حالی که می‌توان آن‌ها را زبان غیرکلامی سوگ دانست.روش هایی که با توجه به شرایط خانوادگی در آن موقعیت، کودک انتخاب می کند؛ تا بتواند همراه شود . می تواند این همراهی، همراه با توجه طلبی باشد یا کنارکشیدن خود از خانواده، که بقیه را کمتر درگیر کند و این پیام ارسال می شود که من خوب هستم؛ نگران نباشید یا من خوب نیستم؛ توجه کنید .

**خانواده به‌عنوان بستر سوگ**

در خانواده، کودکان نه‌تنها فقدان را تجربه می‌کنند، بلکه با شیوه‌ی سوگواری والدین هم همراه می‌شوند. آن ها به روش خود سوگواری می کنند که گاهی از سمت بزرگ سالان پذیرفته نیست –

روش های بروز غم در بزرگسالان :

اگر غم سرکوب شود ( سکوت کند ، صورت مسئله را پاک کند و بیان این که من که چیزی م نیست) ، کودک آن را یاد می‌گیرد.

اگر هیجان‌ها ممنوع باشند ( گریه نکن، دلتنگی کنی ناراحت می شوم ، تو تنها که نیستی همه ناراحت هستند ) ، کودک هم احساسش را پنهان می‌کند.

اگر هیجان بیان شود ( احساس های سنگین مثل غم و ناراحتی ابراز شود ) کودک هم ابراز گری را تجربه خواهد کرد

در نگاه توجه محور :  **دیدن آنچه هست، بدون عجله برای درست‌ کردن**. آن مهم است.

برای خانواده‌ها، این می‌تواند شامل:

– نام‌گذاری ساده‌ی احساسات

– اجازه‌دادن به غم، بدون غرق‌شدن در آن

– حضور آگاهانه کنار کودک، نه توضیح‌های طولانی

که فقط با وقت گذشتن و گفتگو میسر می شود .

کودک بیش از هر چیز، به تنظیم هیجانی والد نیاز دارد، نه پاسخ کامل آنها.

**آنچه معمولاً کمک‌ کننده نیست**

– پنهان‌کاری افراطی

– جملات کلیشه‌ای برای آرام‌کردن

– عجله برای بازگشت به روال عادی

که این‌ها اغلب از اضطراب بزرگسال می‌آیند، نه نیاز کودک.

**جمع‌بندی**

سوگ در خانواده، چیزی نیست که فقط رد شود.

تجربه‌ای است که اگر دیده و تجربه  شود، می‌تواند به منبعی برای پیوند عاطفی و رشد هیجانی تبدیل شود—حتی برای کودکان.

یادداشت پایانی

کودکان از ما یاد نمی‌گیرند که غم نداشته باشند؛

بلکه باید یاد بگیرند با غم چه‌کار کنند.

**درباره نویسنده**

رحیمه صالح

درمانگر خانواده و کودک

برای رزرو وقت مشاوره با ما در تماس باشید

egoclinik.ir

ego_psychologist_rs