آنچه که باعث ایجاد استرس در کودکان می‌شود.


( کودکان زیر 7 سال)

آیا کودک می داند که استرس دارد؟

کودکان به دلیل اینکه متوجه حالت استرسی در خود نیستند و احتمال زیاد این حس را نمی‌شناسند، پس به روشهای مختلف آن را بروز می‌دهند. به جز صحبت کردن در مورد مسئله استرس زا؛ که اختصاصی هر کودک است.

در زیر نمونه‌هایی را می‌آوریم که نشان می‌دهد کودکان به چه دلایلی دچار استرس می‌شوند:


کودکی که نمی‌تواند واکنش والدین خود را پیش‌بینی کند؛ پس اگر در شرایطی حاد قرار گرفت سعی بر درست کردن اوضاع دارد.

مثل: کودکی که ناخواسته یک ظرف را می‌شکند.

کودک تمام تلاش خود را می‌کند که آن حادثه کاملاً پاک شود. تکه‌های شکسته ظرف را جمع می‌کند و سعی دارد والدین از این موضوع آگاه نشوند. اما این رفتار مثل یک راز باید نگه داشته شود و اگر مادر یا پدر متوجه موضوع شدند پاسخ قانع کننده داشته باشد. با گذر زمان (بسته به میزان اعتماد به والدین) کودکی که این راز را با خود دارد به احتمال زیاد یک نشانی از درد جسمی در درون خود حس خواهد کرد، که اغلب در کودکان با دل درد نمایان می‌شود.

کودکی که تکالیف مدرسه خود را با بی‌حوصلگی وبا بی‌دقتی نوشته است چون واکنش معلم یا پدر و مادر برایش قابل پیش‌بینی نیست، یا بیش از موضوع برآورد می‌شود. پس حالت‌های استرس در کودک خود را نمایان می‌کند شاید به صورت دل درد یا اینکه من حال خوبی ندارم ! نمی‌توانم به مدرسه برم.


زمان‌هایی که والدین به علت وجود تعارض‌ها (داشتن دیدگاه متفاوت و قبول نداشتن نظر یکدیگر) با یکدیگربه درگیری‌های لفظی می‌رسند؛ کودک بخشی از حرف‌های آنها را می‌شنود یا دریافتی متفاوت از صحبت های مادر و پدر خود دارد. این حالت نیز جنبه‌هایی از استرس را در کودک ایجاد می‌کند و کودک نمود جسمانی آن را بروز می‌دهد.

پذیرفته نشدن کودک در بین همسالان: کارهای گروهی یا بازی ها


رد شدن پیشنهاد کودک از سوی همسالان: قوانین پیشنهادی در بازی با همسالان


مقایسه کردن کودک: می تواند از سمت مادر، پدر، آموزگاران یا حتی خود کودک با دیگران باشد.


تعارضات خانوادگی: که کودک خود را مقصر می داند.


ترس از دست دادن: این می‌تواند به علت باج‌گیری عاطفی/ تهدید به ترک کودک یا تنها گذاشتن او از سمت مادر و پدر باشد؛ والدینی که نمی توانند در برخورد با کودک اقتدار کافی داشته باشند خود را در برابر کودک ناتوان می‌بیند، پس با قهر کردن می‌خواهد به کودک بفهماند که اشتباه کرده است و او را تربیت کنند .
کم بودن کیفیت تفریح برای کودک:

کمبود زمان(دیر وقت هست ، بازی دیگه بسه )،

کثیف شدن لباس یا محیط( دست نزن، نکن، لباس ت لک میشه، لباس ت نو هست ، لباس ت پاره میشه )

ریخت و پاش هایی که مادر یا پدر آن را زیادی می بینند(خونه رو زیر و رو کردی، خسته شدم از بس جمع کردم، هر جا راه می رم یک اسباب بازی اونجاست ! )

عجله داشتن بزرگتر ها( نمیرسم به کارم زود باش، بابا منتظر ه ، هوا تاریک شد – سرد شد، خانه بازی داره تعطیل میشه)

تاب آوری پایین والدین (حوصله ندارم، خوبه دیگه،زمان مناسب نیست)

نبود خلاقیت درگفتار، رفتار، بازی و …


بزرگنمایی های والدین از کودک خود: مادر و پدر توانمندی های کودک را بیش از آنچه که هست؛ بیان می کنند. در این مورد کودک توانایی خود را با موضوع می‌سنجد و تفاوت میزان توانایی خود و انتظار آنها را درک می‌کند که او نمی‌تواند انتظار مادر و پدر را برآورده کند.خود را کم میبیند استرس میگیرد یا سرخورده می شود که دچار درماندگی می شود که در سالهای نوجوانی و بزرگسالی نمود پیدا می کند (من هر کاری می کنم نمیشه ، جواب نمی ده !)
داشتن انتظارات نامعقول از کودکان: معمولا کودکان زیر ۷ سال که قادر به درک انتزاعیات نیستند. اما والدین این چنین واژه هایی( زمان، قول، ایده، احساسات، آزادی، عدالت و…) را به کار می برند و می خواهند کودک مانند یک بزرگسال متوجه شود و واکنشی مناسب را بروز دهد .
دوست داشتن همراه با قید و شرط: گاهی مادر و پدر؛ کودک را با رفتاری که انجام می‌دهد یکی می‌دانند (تو خیلی بدی که لیوان آب را ریختی ؛ دیگه دوستت ندارم که مدادت رو شکستی!) و اگر رفتاری که از دید والدین بد محسوب می شود؛ از کودک سر بزند، والدین کلیت وجودی کودک با آن رفتار یکی می دانند و کودک اعتبار خود را در مقابل والدین از دست می‌دهد و دوست داشتن مادر و پدر منوط به جود یک شرط می‌شود. (اگر این…. پس/آنگاه آن!)

اگر این رفتار را داشته باشی پس/آنگاه من تو را دوست خواهم داشت

اگر اینگونه رفتار کنی پس من تو را دوست خواهم داشت.

اگر اینگونه رفتار کنی پس من تو را دوست نخواهم داشت.

تپق زدن کودک هنگام صحبت کردن: که گاهی منجر به خندهای بی‌پایان مادر و پدر یا اطرافیان می شود.


تغییر مکان زندگی: محله، مدرسه، مهاجرت، سوگ


بیماری: که امکان دارد خود کودک بیمار شود یا اینکه یکی از اعضای خانواده دچار بیماری شود .


هشدارها: هشدارهایی که بیش از حد روی برخی از مسائل تاکید دارد . که مادر و پدراز روی دلسوزی برای پیشگیری به کار می برند.

مانند کنترل میزان آبی که کودک می خورد (شب ادراری کودک)
کودکانی که بسیار شاد و پر جنب و جوش هستند و به ناگهان ساکت منزوی می‌شوند.


داشتن برنامه‌ریزی بی‌وقفه در طول هفته: مخصوصاً روزهای تعطیل و مخصوصا تابستان

وجود استرس در والدین: مسائل مالی ، احساسی، شغلی ،ارتباطی، محل سکونت و … .


ترس از جدایی، جدایی والدین از یکدیگر. یا حتی تهدید های والدین نسبت به هم که تورا می گذارم و می روم – یا تهدید کودک برای پیش گیری از یک رفتار که من مامان /بابا فلانی میشم !


فوت یکی از عزیزان. پدر یا مادر یا نزدیکان درجه یک کودک

توقعات کودکان: که می‌تواند معقول یا غیر معقول، قابل اجرا یا غیر قابل اجرا باشد.


انتقال ترس: از کمبود منابع به کوکان مانند منابع مالی.


درد دل کردن با کودک : مادر یا پدر در نبود یکی از همسران با کودک شروع به درد دل می کند ، یا کودک را جانشین والد غائب می کند.


آزارها: فیزیکی- روانی-جنسی – جسمی که کودک نتوانسته در مورد آنها صحبت کند.

رحیمه صالح

روانشناس خانواده و کودک

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *